معنی چرغان
6 بازدید
[ چَ ] (اِ) مهری و طغرایی باشد که بر فرمان ها کنند و نویسند. (برهان). بمعنی مهری که بر طغرا نهند، همانا ترکی است. (انجمن آرا) (آنندراج). مهری باشد که بر طغرا نهند. (جهانگیری). صحه و طغرا و مهر پادشاهی که بر فرمانها گذارند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «چرغان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر