معنی چرخچیباشی
6 بازدید
[ چَ ] (ص مرکب، اِ مرکب) رئیس چرخچیان. فرمانده و بزرگ چرخچی ها. آنکه مقدمةالجیش لشکر زیر فرمان او بوده است. عنوانی که در قدیم رئیس پیشقراولان لشکر داشته است : عالیجاهان علی مردانخان بختیاری و اسماعیل خان فیلی را چرخچی باشی و مقدمةالجیش لشکر ظفراثر مقرر... (تاریخ زندیه). || فرمانده توپچیان. رئیس توپچی ها. رجوع به چرخچی شود.
کلمات همقافیه با «چرخچیباشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر