معنی چرخوک
7 بازدید
[ چَ ] (اِ) چوبی باشد مخروطی که طفلان ریسمان بر آن بندند و نوعی بر زمین اندازند که تا مدتی در چرخ باشد. (برهان) (آنندراج). چوبی مخروطی که کودکان ریسمانی بر آن بسته و بر زمین گذاشته ریسمان را بکشند و تا مدتی در چرخ باشد. (ناظم الاطباء). آنرا گردنا نیز گویند. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). || چرخی است که با آن پنبه را از دانه جدا کنند. (در اصطلاح اهالی گناباد خراسان). جَرجیق. (کتاب لغت محلی شوشتر). جِقرِق. (اصطلاح اهالی فیض آباد محولات بخش تربت حیدریه). ابزار چوبی که پنبهٔ تخم را از پنبه جدا کند.
کلمات همقافیه با «چرخوک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وک» برای سرودن شعر