معنی چرخنشین
6 بازدید
[ چَ نِ ] (نف مرکب) عرابه نشین. گردونه نشین. آنکه بر گردونه یا هر چیز که بوسیلهٔ چرخ حرکت کند بنشیند. || آسمان نشین. فلک نشین. سپهرنشین. رجوع به چرخ شود: بروز مردی او کیست شهسوار فلک غزاله نام زنی چرختاب و چرخ نشین. سلمان ساوجی.
کلمات همقافیه با «چرخنشین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر