معنی چرخنده
5 بازدید
[ چَ خَ دَ / دِ ] (نف) چرخ زننده. دوار. گردان. گردنده. گردگردان. آنکه بدور خود یا بدور دیگری چرخد. رجوع به چرخ و چرخندگی شود.
کلمات همقافیه با «چرخنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر