معنی چرخان
7 بازدید
[ چَ ] (نف، ق) گردان. گردگردان. چرخنده. || در حال چرخیدن. || در حال چرخانیدن.[ چُ ] (اِخ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «بعقیدهٔ صاحب معجم البلدان شهریست در خوزستان در نزدیکی شوش». (از مرآت البلدان ج ۴ ص ۲۱۸). در معجم البلدان «جرخان» (با جیم) بضم اول شهری بخوزستان نزدیک شوش یاد شده است.
کلمات همقافیه با «چرخان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر