معنی چرخاب

معنی چرخاب

5 بازدید
[ چَ ] (اِ مرکب) چرخی که آب آنرا میگرداند. (ناظم الاطباء). || چرخ آب کشی. چرخ چاه. دولاب. چرخ دولاب. || گرداب. (آنندراج). خربله و گرداب. (ناظم الاطباء): ز تاب مهر سرکرده لب آب هزاران چرخیات از بهر چرخاب. منیر (در تعریف گرما، از آنندراج). رجوع به چرخ و چرخ آب کشی و چرخ چاه و چرخ دولاب شود.
[ چَ ] (اِخ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «اسم یکی از محلات قدیم اصفهانست که در استیلای افاغنه خراب شده». (از مرآت البلدان ج ۴ ص ۲۱۸).
[ چَ ] (اِخ) دهی از دهستان براآن، بخش حومهٔ شهرستان اصفهان که در خاور شهر واقع و جزء اصفهان است. (ازفرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
[ چَ ] (اِخ) دهی از دهستان چمچال بخش صحنهٔ شهرستان کرمانشاه که در ۱۲هزارگزی جنوب صحنه و ۱۲هزارگزی شوسهٔ کرمانشاه به همدان واقع است. دشت، سرد و معتدل است و ۶۶ تن سکنه دارد. آبش از گاماسیاب، محصولش غلات، حبوبات و توتون. شغل اهالی زراعت و راهش مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).

کلمات هم‌قافیه با «چرخاب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید