معنی چراغ کور شدن
5 بازدید
[ چَ / چِ شُ دَ ] (مص مرکب) کنایه از مردن شخصی که از او هیچکس نماند. (آنندراج) (ناظم الاطباء). کوراجاق شدن. اجاق کور شدن. فرزند نداشتن. فرزند آوردن نتوانستن.
کلمات همقافیه با «چراغ کور شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر