معنی چراغ کلیم
4 بازدید
[ چَ / چِ غِ کَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) کنایه از آتش طور. کنایه از روشنائی و نوری که شب هنگام موسی کلیم در کوه طور دید و آنرا آتش افروخته پنداشت : مشعل یونس و چراغ کلیم بزم عیسی و باغ ابراهیم.نظامی. و رجوع به چراغ طور شود. || کنایه از ید بیضای موسی کلیم.
کلمات همقافیه با «چراغ کلیم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یم» برای سرودن شعر