معنی چراخور کردن
6 بازدید
[ چَ خوَرْ / خُرْ کَ دَ ] (مص مرکب) چراگاه قرار دادن. مرتع ساختن. جائی را برای چریدن اختیار کردن : در پناه دولت تو در ضمان عدل تو آهوان در بیشه با شیران چراخور کرده اند. ادیب صابر.
کلمات همقافیه با «چراخور کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر