معنی چاپلوس

معنی چاپلوس

7 بازدید
صلی الله علیه و آله و سلم متملق ریاکار. چرب زبان. کسی که گفتارش مخالف پندار و کردار وی باشد. آنکه به تو از تعظیم و مهربانی قولی و فعلی آن کند که در دل ندارد. کسی که به شیرین سخنی و چرب زبانی مردم را بفریبد. ذَمَلَّق؛ مرد چاپلوس و مرد سبک تیززبان. (منتهی الارب): مکن خویشتن سهمگین چاپلوس که بسته بود چاپلوس از فسوس. ابوشکور. بر مهتر آمد زمین داد بوس چنان چون بود مردم چاپلوس.فردوسی. بمن برکند شاه چندین فسوس مرا بی منش خواند و چاپلوس.فردوسی. فریبنده و ریمن و چاپلوس جوان و هنرمند و داماد طوس.فردوسی. چرا پیش او چون سگ چاپلوس نرفتی چو برخاست آوای کوس. فردوسی. چو دشمن بترسد شود چاپلوس تو لشکر بیارای و بربند کوس.فردوسی. به پوزش بیامد سپهدار طوس به پیش شه اندر شد او چاپلوس.فردوسی. آن چاپلوس بسته گر خندان کت هر زمان به لوس بپیراید.لبیبی. منه دل بر این گیتی چاپلوس که گیتی فسانه ست و باد و فسوس. اسدی. چو دورم ز گفتن، دهد می فسوس چو نزدیک باشم بود چاپلوس.اسدی. همان نیز کز پیش گاو و خروس شدندی پرستنده و چاپلوس.اسدی. چاپلوس لفظ شیرین و فریب میستانی می نهی چون زر به جیب.مولوی. || فریبنده.

کلمات هم‌قافیه با «چاپلوس»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وس» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید