معنی چالشگری
6 بازدید
[ لِ گَ ] (حامص مرکب) جنگجویی. (ناظم الاطباء). مبارزطلبی. هماوردطلبی. رزم خواهی : بچالشکری سوی او راند رخش برابر سیه خنده زد چون درخش.نظامی. || آرامش با زنان. هم خوابگی با جفت. و رجوع بچالشکر شود: همه کارشان شرب و مالشگری نگشته شبی گرد چالشگری.نظامی.
کلمات همقافیه با «چالشگری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر