معنی چالشگر
6 بازدید
[ لِ گَ ] (ص مرکب) شخصی را گویند که خرامان و از روی ناز و عجب و تکبر براه رود. (برهان) (ناظم الاطباء). خرامنده. (انجمن آرا) (آنندراج). || مبارز و دلاور و جنگ جوی را نیز گفته اند. (برهان) (ناظم الاطباء). مبارز و دلاور. (انجمن آرا) (آنندراج). مبارزی که خرامان بجنگ رود. (انجمن آرا) (آنندراج). مبارزطلب. هماوردطلب. رزم جوی : ز گرز گرانسنگ چالشگران شده ماهی و گاو را سر گران.نظامی. || و بمعنی حریص و طماع هم آمده است. (برهان). || شخص کثیرالجماع. (انجمن آرا) (آنندراج). حریص در جماع و مباشرت. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «چالشگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر