معنی واژه چالاک شدن
7 بازدید
[ شُ دَ ] (مص مرکب) چست و چابک شدن. جلد و فرز شدن. تند و تیز شدن. || مجازاً بمعنی بر سر شوق آمدن. خوش و خرم شدن. بانشاط شدن : جسم خاک از عشق بر افلاک شد کوه در رقص آمد و چالاک شد.مولوی.