معنی چالانچی
7 بازدید
(ترکی، ص مرکب) سازنده. نوازنده. ساززن.(اِخ) دهی از دهستان ایوان بخش گیلان شهرستان شاه آباد که در ۷ هزارگزی جنوب باختری جوی رز و یک هزارگزی شوسه شاه آباد به ایلام واقع شده زمینش دشت و هوایش سردسیر است و ۱۷۵۰ تن سکنه دارد. آبش از سراب ایوان و محصولش غلات و برنج و حبوبات و توتون و لبنیات میباشد. شغل اهالی زراعت و گله داری است و چادرنشین هستند. زمستان گرمسیر را به حدود باختر ایوان و سومار میروند. در دو محل نزدیک بهم به علیا و سفلی مشهورند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «چالانچی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چی» برای سرودن شعر