معنی چالانچولان
7 بازدید
(اِخ) نام یکی از دهستانهای چهارگانه بخش حومهٔ شهرستان بروجرد است. این دهستان در جنوب بروجرد واقع و حدود آن بشرح زیر است: از شمال به بروجرد، از جنوب به تنگ رازان، از خاور به دهستان ژان، از باختر به خرم آباد. مراکز این دهستان جلگه ولی قسمت خاور و باختر آن کوهستانی است و اغلب از قراء این دهستان در دامنهٔ کوهستان واقع شده و هوای آن معتدل است. آب آن از قنوات و چشمه تأمین میگردد. محصولاتش غلات، تریاک، لبنیات و صیفی است. شغل مردان زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان کرباس بافی میباشد راههای مورد استفادهٔ این دهستان مالرو میباشد. این دهستان از ۳۱ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل میگردد و جمعیت آن در حدود ۷ هزار تن است. قراء مهم آن عبارتند از ده حاجی و پهلوانکل. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).(اِخ) دهی که مرکز دهستان بخش حومهٔ شهرستان بروجرد است و در ۳۴ هزارگزی جنوب بروجرد کنار راه شوسهٔ بروجرد بدرود واقع شده. زمینش جلگه و هوایش معتدل است و ۸۷۱ تن سکنه دارد. آبش از قنات و چاه و محصولش غلات، تریاک و لبنیات است. شغل اهالی زراعت و گله داری میباشد و راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶). || نام محلی در کنار راه بروجرد و خرم آباد میان «قروق» و «میراحمد» در ۴۷۰۶۰۰ گزی تهران.(اِخ) مرکز سیلاخور سفلی است و سیلاخور سفلی دارای ۱۱۶ قریه و ده هزار جمعیت میباشد. (جغرافیای تاریخی غرب ایران تألیف بهمن کریمی ص ۷۹).
کلمات همقافیه با «چالانچولان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر