معنی چاش
6 بازدید
(اِ) غلهٔ از کاه جداکرده و پاک شده را گویند. (برهان). خرمن از کاه پاک کرده شده. (آنندراج). خرمن کوفته را گویند. (اوبهی). || ظاهرا خرمن. مطلق خرمن. توده غله یا هر چیز دیگر. انبار. صیره : از زمین دل من چاش ثنا برگیری ز آنکه تخم کرم و احسان کشتن دانی. سوزنی. بر روی زمین ز کشت احسانت از خرمن ماه بگذرد چاش.سوزنی. مور بر دانه بدان لرزان شود که ز خرمنهای خوش اعمی بود میکشد آن دانه ها با حرص و بیم که نمی بیند چنان چاش کریم.مولوی. گر بهر دم نت بهار و خرمیست هم چو چاش گل تنت انبار چیست.مولوی. بی سبب مر بحر را بشکافتند بی زراعت چاش گندم یافتند.مولوی. و رجوع به چاچ شود.
کلمات همقافیه با «چاش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اش» برای سرودن شعر