معنی چاسان فاسان کردن
5 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) در تداول عوام از زنان بمزاح، بزک کردن. آرایش کردن. بزک دوزک کردن. آرایش کردن زن روی خود را با سفیدآب و سرخاب و وسمه و سرمه و غیره.
کلمات همقافیه با «چاسان فاسان کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر