معنی چار تکبیر کردن
6 بازدید
[ تَ کَ دَ ] (مص مرکب) نماز جنازه کردن. (آنندراج): هر که در میدان عشق نیکوان گامی نهاد چارتکبیری کند بر ذات او لیل و نهار. سنائی. قبلهٔ روی ترا هر که شبی برد نماز چار تکبیر، دگر روز برین پنج کند.انوری. چار تکبیر بر آن حضرت کرد و عنان عزیمت بر صوب غور و غزنین گردانید. (بدایع الازمان ص ۱۰۹). و رجوع به چارتکبیر زدن شود. || کنایه از ترک همه چیز یا همه کس گفتن. از همه کس یا از همه چیز گذشتن. پشت پا به دنیا و ما فیها زدن. کنایه از ترک کردن همه چیز را. (آنندراج): رغبتش رغم کان و دریا را چار تکبیر کرده و سه طلاق. انوری (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «چار تکبیر کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر