معنی چار تکبیر زدن

معنی چار تکبیر زدن

7 بازدید
[ تَ زَ دَ ] (مص مرکب) کنایه از نماز جنازه هم هست که بعد از آن میت را وداع کنند. (برهان). نماز جنازه کردن زیرا که در نماز جنازه چهار تکبیر مقرر است. (آنندراج): هر دم از ماتم برگی نتوان آه کشید چار تکبیر بر این نخل خزان دیده زدیم. صائب (از آنندراج). || کنایه از ترک محلی کردن و تبرای مطلق از ماسوی نمودن باشد. (برهان). کنایه از ترک نمودن همه چیز را. (آنندراج). یکباره ترک چیزی یا ترک کسی گفتن : سه شراب حقیقتی بخوریم چارتکبیر بر مجاز زنیم.سنایی. اتابک ایلد گزشاه جهانگیر که زد بر هفت کشور چار تکبیر.نظامی. من همان دم که وضو ساختم از چشمهٔ عشق چار تکبیر زدم یکسره بر هرچه که هست . حافظ. کبریای حرم حسن تو چون روی نمود چار تکبیر زدیم از همه بیزار شدیم. (از قرة العیون ملا محسن فیض).

کلمات هم‌قافیه با «چار تکبیر زدن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید