معنی چارگان
5 بازدید
(اِ مرکب) چهارگان: ظاهراً ببهای چهار درهم یا بوزن چهار مثقال (بقیاس بیستگان و بیستگانی [ العشرینیه ] و کمر هزارگانی): خریدی همی مرد بازارگان ده آهو و گوری بها چارگان.فردوسی.
کلمات همقافیه با «چارگان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر