معنی چارگامه
7 بازدید
[ مَ / مِ ] (ص مرکب) اسب رهوار خوشرفتار باشد. (برهان). کنایه از اسب راهوار. (آنندراج). اسب تیزرو. اسب راهوار: ساقیا اسب چارگامه بران تا رکاب سه گانه بستانیم. خاقانی (از آنندراج). ز ابلق چارگامهٔ شب و روز ران یکرانت را لگد مرساد.خاقانی. || و کنایه از گرم کردن هنگامهٔ عشرت هم هست. (برهان). و رجوع به چهارگامه شود.
کلمات همقافیه با «چارگامه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر