معنی چارچوب
7 بازدید
(اِ مرکب) هر چهارچوب دروازه یعنی هر دو چوب بالائین و فرودین و هر دو چوب بازوی در. (آنندراج). چارچوب در. چارچوبه. حاشیهٔ چوبین در که دو مصراع یا لت [ تِ ] در یک لته در آن جای گیرد. دریواس. (برهان). || چهار قطعه چوبی که در حاشیهٔ چیزی قرار دهند. (ناظم الاطباء). - چارچوب عکس؛ قاب عکس. || مجازاً به معنی چارستون بدن آمده است : پیش از این کاین چارچوب جسم چون مهرم بسوخت سقف نه گردون ز آه عاشقان پردود بود. ناصرخسرو؟ (از آنندراج). و رجوع به چهارچوب شود.
کلمات همقافیه با «چارچوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر