معنی چارپهلو کردن
4 بازدید
[ پَ کَ دَ ] (مص مرکب) کنایه است از چاق و فربه کردن. شکم انباشتن : شکم ز خوان عطای تو چارپهلو کرد اگر چه بود گرفتار جوع کلبی آز.ابن یمین. حرص را گر چه بود علت جوع کلبی چارپهلو کند از خوان نوال تو شکم. ابن یمین. زود در گل می نشیند کشتی سنگین در آب چارپهلو میکنی خود را از آب و نان چرا؟ صائب.
کلمات همقافیه با «چارپهلو کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر