معنی چارپهلو شدن
5 بازدید
[ پَ شُ دَ ] (مص مرکب) کنایه از چیز بسیار خوردن و بر پشت خوابیدن است. (برهان) (آنندراج). بسیار خوردن. سخت سیر شدن. ارتباع. تضلع : آز را کز بدو خلقت جوع کلبی همدم است چارپهلو شد شکم از سفرهٔ یغمای تو. ابن یمین. به خوان نعمت تو آز چارپهلو شد ز بس که خورد مربا و قلیه و کولانج. شمس فخری (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «چارپهلو شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر