معنی چاره گرفتن
5 بازدید
[ رَ / رِ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) مصمم شدن. اتخاذ تصمیم کردن : مرا چارهٔ خویش باید گرفت ره خشک را پیش باید گرفت. فردوسی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «چاره گرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر