معنی چاره راست کردن
5 بازدید
[ رَ / رِ ک َ دَ ] (مص مرکب) تدبیر کردن. در صدد اصلاح کاری برآمدن : چو شیرین دید کایشان راستگویند به چاره راست کردن چاره جویند.نظامی.
کلمات همقافیه با «چاره راست کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر