معنی چارطاقی
6 بازدید
(اِ مرکب) بنایی که بر سر قبر کنند بی دیوار یعنی چند ستون که بر آن سقفی است. طاقی بر چهار ستون نهاده بی دیواری و غالباً آن را بر سر گورها سازند. بنای بی دیواری که چهار ستون و یک سقف دارد و بیشتر بر سر قبرها سازند: بیرون رود ز زیر فلک مشت خاک ما گو چارطاقیی بسر خاک ما مپوش. قاسم مشهدی (از آنندراج). || نوعی از کلاه که چهار ترک دارد. (آنندراج).(اِخ) قریه ای است از قرای غار. از اعمال طهران. (مرآت البلدان ج ۴ ص ۵۰).
کلمات همقافیه با «چارطاقی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قی» برای سرودن شعر