معنی چارضرب
5 بازدید
[ ضَ ] (اِ مرکب) نوعی از نوازش ساز که بهندی چوتالا گویند. (آنندراج). نوعی از نواختن ساز. (ناظم الاطباء). قسمی نواختن ضرب است. || نوعی از نواختن ضرب که در زورخانه معمول است. || نوعی از اشغال صوفیان. (آنندراج). || کنایه از تراشیدن موی ریش و بروت و ابرو که بعضی قلندران کنند. (آنندراج). و چهار ضرب ابدال نیز همین است. (آنندراج): در چارضرب، ابدال، ابرو تراشد از رو تا هیچکس نگوید بالای چشمت ابرو. ابراهیم ادهم (از آنندراج). مه تازه گدای شرق و غرب است در زیر تراش چارضرب است. زلالی (از آنندراج). - لعن چارضرب؛ نوعی لعن که شیعیان متعصب کنند. || حساس هوشیار مانند برده. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «چارضرب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رب» برای سرودن شعر