معنی چارضد
6 بازدید
[ ضِ ] (اِ مرکب) چهارضد. چهارطبع. حرارت و برودت و رطوبت و یبوست. گرمی و سردی و تری و خشکی : گفتم مزاج هست ستمگار و چارضد گفتا که اعتدال سیم را بود ضرور. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «چارضد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضد» برای سرودن شعر