معنی پیکار جستن
5 بازدید
[ پَ / پِ جُ تَ ] (مص مرکب) جنگ جستن. نبرد خواستن. حرب کردن خواستن : همیرفت با لشکر و گنج و ساز که پیکار جوید ابا خوشنواز.فردوسی. بدان تا نجویند پیکار بد نیاید ز پیکار جز کار بد.فردوسی. چنین گوی کاین بد که کرد از نخست که بیهوده پیکار بایست جست.فردوسی. نه مرد است آن بنزدیک خردمند که با پیل دمان پیکار جوید.سعدی.
کلمات همقافیه با «پیکار جستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر