معنی پیکار افتادن
5 بازدید
[ پَ / پِ اُ دَ ] (مص مرکب) جنگ درگرفتن. حرب واقع شدن: میان بلال بن الازهر و میان لیث بن علی پیکار افتاد، سرهنگان میان ایشان صلح کردند. (تاریخ سیستان).
کلمات همقافیه با «پیکار افتادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر