معنی پیچیدگی

معنی پیچیدگی

5 بازدید
[ دَ / دِ ] (حامص) حالت و چگونگی پیچیده. التواء. عطف. گشتگی. گردش. تاب. خمیدگی. قبیل؛ بسوی نرانگشت بودن پیچیدگی سر کفش. (منتهی الارب). لواءالحیة؛ پیچیدگی مار. لفف؛ پیچیدگی رگ در بازوی کارکننده چنانکه از کار معطل سازد. معص؛ پیچیدگی پی پای گویا پی کوتاه میگردد یا کج شود. پس بدست درست کنند آن را. کشف؛ پیچیدگی دمغزهٔ اسب. دَثّ؛ پیچیدگی در بدن. (منتهی الارب). چنگلوکی پا؛ پیچیدگی پا. پیچیدگی قوزک : التواء مفاصل؛ پیچیدگی آن. - پیچیدگی آواز؛ طنین. انعکاس صدا. - پیچیدگی چشم؛ کاژی . - پیچیدگی در سخن یا کلام یا مطلب یا موضوع با عبارت؛ ابهام. غموض. اغلاق . تعقید. روشن نبودن آن. - پیچیدگی زبان؛ گرفتگی زبان گاه تکلم. لکنت زبان. چنانکه حرف صاف نتواند زد. (از آنندراج): تا هست حرف زلف تو سر داستان ما پیچیدگی برون نرود از زبان ما.دانش. لخلخانیة؛ پیچیدگی و درهم آمیختگی گفتار. (منتهی الارب). - پیچیدگی عضله؛ خوب رستگی آن. ضخمی ماهیچه. - پیچیدگی عضو؛ ناراستی آن. تاب داشتن آن. - پیچیدگی کردن با کسی؛ پیچیدن با وی. بدرفتاری کردن با او. سخت گرفتن با او.

کلمات هم‌قافیه با «پیچیدگی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «گی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید