معنی پیچلو
5 بازدید
[ چِ ] (اِخ) دهی از دهستان بلدهٔ کجور بخش مرکزی شهرستان نوشهر. کوهستانی، سردسیر، دارای ۱۶۰ تن سکنه. آب آن از چشمه و رودخانهٔ محلی، محصول آنجا غلات و ارزن. شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «پیچلو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لو» برای سرودن شعر