معنی پیچش

معنی پیچش

4 بازدید
[ چِ ] (اِمص) عمل پیچیدن. پیچیدگی. گردش. تابیدگی. انحراف. کجی. گشتگی از سویی. خمیدگی بجانبی : عوا چهار ستاره اند از شمال سوی جنوب رفته و به آخر پیچش دارند چون صورت حرف لام. (التفهیم). تراست اکنون بر کوه پیچش تنین چنانکه بودت در بحر تازش تمساح. مسعودسعد. غریویدن کوس گردون شکاف زمین را برافکند پیچش به ناف .نظامی. در آن پیچش که زلفش تاب میداد سرینش ساق را سیماب میداد.نظامی. عشق را در پیچش خود یار نیست محرمش در ده یکی دیار نیست.مولوی. تو مو می بینی و من پیچش مو تو ابرو من اشارتهای ابرو.وحشی. مگر آن زلف پیچشی دارد که شب و روز بر سر قدم است.؟ - پیچش کاری، عمل پیچیدن. گره خوردن. ناراست آمدن. انحراف : یاری که نه راه خود بسیجد از پیچش کار خود بپیچد.نظامی. || آویزش. گرد یکدیگر برآمدن سواران در جنگ و حوادث. کوشش و کشش جنگاور در جنگ : بزخمش ندیدم چنان پایدار نه در پیچش و گردش کارزار.فردوسی. چو کیخسرو آن پیچش جنگ دید جهان بر دل خویشتن تنگ دید.فردوسی. چنین گفت رستم ز ترکان سوار ندیدم بدین پیچش کارزار.فردوسی. شما گر خرد را نبستید کار نه من سیرم از پیچش کارزار.فردوسی. تهمتن بسختی کمان برگرفت بدان خستگی پیچش اندر گرفت.فردوسی. بدید آن تن و پیچش و خشم اوی همی آتش افروخت از چشم اوی.فردوسی. مسعود سعد گردش و پیچش چرا کنی در گردش حوادث و در پیچش عنا. مسعودسعد. || عمل بخود پیچیدن از دردی یا رنجی : کزین تخمه پر داغ و رنجیم و درد شب و روز با پیچش و باد سرد.فردوسی. || بیماری شکم. پیچ زدن شکم. اسهال با درد. دل پیچه. سحج. مغص. پیچ. زورپیچ. ذوسنطاریا. شکم روش. پیچاک شکم. سرقدم. بیرون روی. شکم روئه (در تداول مردم قزوین): اندر روده ها پیچش و باد و قراقر پدید آید. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). لو؛ پیچش زده. لوی، جساد؛ پیچش شکم. (منتهی الارب). پیچش صدا؛ طنین صوت. انعکاس آواز.

کلمات هم‌قافیه با «پیچش»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «چش» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید