معنی پیوند گرفتن
4 بازدید
[ پَ / پِ وَ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) متصل شدن. اتصال یافتن : دیگر نرود به هیچ مطلوب خاطر که گرفت با تو پیوند.سعدی. || جوش خوردن استخوان و جز آن. || بهم پیوسته شدن قطعات شکستهٔ ظرف بلورین یا چینی و جز آن : زخم شمشیر غمت را ننهم مرهم کس طشت زرینم و پیوند نگیرم به سریش. سعدی. || پیوند خورده شدن درخت یا گیاه و جز آن.
کلمات همقافیه با «پیوند گرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر