معنی پیوست کردن
5 بازدید
[ پَ / پِ وَ کَ دَ ] (مص مرکب) پیوند کردن چون درخت را از شاخ. (آنندراج): درخت عیش ما پیوسته بار آرد بر محنت کند گر بوستان پیر از شاخ خلد پیوستش. علی نقی کمره ای. || منضم ساختن. ضمیمه کردن.
کلمات همقافیه با «پیوست کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر