معنی پیوسته آمدن
5 بازدید
[ پَ / پِ وَ تَ / تِ مَ دَ ] (مص مرکب) دائم آمدن. لاینقطع آمدن. || یک لخت و بی رخنه آمدن. || سرگرفتن. کرده شدن : این کاری بزرگ است که می پیوسته آید. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۱۱).
کلمات همقافیه با «پیوسته آمدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر