معنی پینه زدن
4 بازدید
[ نَ / نِ زَ دَ ] (مص مرکب) وصله کردن. رقعه دوختن : دلق صد رنگ نماید بنظر مردم را بس که عشاق تو بر جامهٔ... پینه زنند. علی خراسانی (از آنندراج). || سخت شدن پوست پای از بسیار رفتن.
کلمات همقافیه با «پینه زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر