معنی پیلپایه
5 بازدید
[ پا یَ / یِ ] (اِ مرکب) پیلپای. ستونی را گویند که از گچ و سنگ سازند و بر بالای آن پایه های طاق گذارند. (برهان). پایه ای که از گچ و سنگ بردارند. پی جرز و مجردی (در بناء). ستون بزرگ : در این رواق که طاقهای آن بر پیلپایه هاست قبه ای است. (سفرنامهٔ ناصرخسرو ص ۴۰). شبها در مسجد میگشتم و زار زار میگریستم و سر خود بر پیلپایه میزدم. (رشحات علی بن حسن کاشفی).
کلمات همقافیه با «پیلپایه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر