معنی پیش پا
7 بازدید
[ شِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) جلوی پا. برابر پا. پیش پای : گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود پیش پائی بچراغ تو ببینم چه شود.حافظ. || قسمت مقدم پا. قسمت قدامی پا. روی پا: از سیاهی دل به تقصیرات خود بینا نشد مستی طاوس کم از عیب پیش پا نشد. صائب (از آنندراج). || در تداول عوام، پیش پای کسی، لحظهٔ قبل از آمدن او: پیش پای شما رفت، اندک زمانی قبل از آمدن شما رفت.
کلمات همقافیه با «پیش پا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «پا» برای سرودن شعر