معنی پیش ایستادن
6 بازدید
[ دَ ] (مص مرکب) برابر ایستادن. مقابل قرار گرفتن. در پیشگاه قرار گرفتن : نه پیش جز خدای جهان ایستاده ام زآن پس نه نیز هیچکسی را دوتا شدم. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «پیش ایستادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر