معنی پیش اوفتادن
6 بازدید
[ دَ ] (مص مرکب) رجوع به پیش افتادن شود: هر ساعت از مژگان خود خون دلم پیش اوفتد این راز مانده بخت بد، اینست پیش افتاد من. امیرخسرو.
کلمات همقافیه با «پیش اوفتادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر