معنی پیشی کردن
6 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) سبقت کردن : بر آن سبزه شبیخون کرد پیشی که با آن سرخ گلها داشت خویشی.نظامی. شرصه بکلامه شرصاً؛ پیشی کرد او را بسخن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «پیشی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر