معنی پیشی دادن
6 بازدید
[ دَ ] (مص مرکب) دادن قبل از موعد مقرر. دادن قبل از وقت معهود. مساعده دادن. || مزیت دادن حریف ضعیف را بالخصوص در بازی نرد و شطرنج و جز آن : چنانکه نراد آسمان را سه ضربه پیشی دادی.... (سندبادنامه ص ۳۰۴). نراد آسمان را پیشی دهی سه ضربه زین روی از تو ماندم منصوبهٔ هزاران. (از سندبادنامه ص ۳۰۴). سمندش در شتاب آهنگ بیشی فلک را هفت میدان داده پیشی.نظامی. برده به دو رخ ز ماه بیشی گل را دو پیاله داده پیشی.نظامی. گاه از جولان بدارد خیره نکبا را بجای گاه صرصر را بتک پیشی دهد یکساله راه. محمدبن نصیر [ در صفت اسب ].
کلمات همقافیه با «پیشی دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر