معنی پیشگهی
5 بازدید
[ گَ ] (حامص مرکب) مخفف پیشگاهی. رجوع به پیشگاهی شود: هُنَرْت باید از آغاز اگر نه بی هنری محال باشد جستن مهی و پیشگهی. ناصرخسرو. رجوع به پیشگاهی شود. || (اِ مرکب) آنچه بوقت افطار خورند و چاشت. (آنندراج). رجوع به پیشگاهی شود.
کلمات همقافیه با «پیشگهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر