معنی پیشگه

معنی پیشگه

6 بازدید
[ گَ هْ ] (اِ مرکب) مخفف پیشگاه است... در تمام معانی. (از برهان). صدر. صدر مجلس. جای نهادن تخت. پیشگاه. (جهانگیری). مقابل پایگاه : نهادند بر پیشگه تخت عاج همان طوق زرین و پیرایه تاج.فردوسی. مجلس و پیشگه از طلعت او فرد مباد که ازو پیشگه و مجلس با فر و بهاست. فرخی. بر آن پیشگه تختی از لاجورد گهر در گهر ساخته سرخ و زرد.اسدی. بی هیچ علم و هیچ خردمندی در پیشگه نشسته چو لقمانی.ناصرخسرو. من رانده به هم، چو پیشگه باشد طنبوری و پایکوب و بربط زن.ناصرخسرو. هر که با جان نایستاد به رزم دان که در پیشگه بحق ننشست.مسعودسعد. بهرام فلک را ز پی قبله و قبله چون پایگهش پیشگه هیچ مهی کو.سنائی. خانهٔ هر که روی پیشگه خانه تراست لیکن آن خانه کجا دست نهی بر دیوار. سوزنی. عزلت گزین ز پیشگه گیتی کان پیشگاه بازپسان دارند.خاقانی. پس نشین از صدور کز کشتی جز پسین جای پیشگه نکنند.خاقانی. ستاده قیصر و خاقان و فغفور یک آماج از بساط پیشگه دور.نظامی. داماد و دگر گروه را خواند در پیشگه بساط بنشاند.نظامی. نکیسا را بر آن در برد شاپور نشاندش یک دو گام از پیشگه دور.نظامی. || تخت. اورنگ : که فرسوده بودند بسیار شاه بدیده بسی شاه بر پیشگاه.فردوسی.

کلمات هم‌قافیه با «پیشگه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «گه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید