معنی پیشه گشتن
6 بازدید
[ شَ / شِ گَ تَ ] (مص مرکب) شغل و عمل صنعت شدن : بر آن شیشه دلان از تر کتازی فلک را پیشه گشته شیشه بازی.نظامی. || عادت شدن : کسی را که خون ریختن پیشه گشت دل دشمن از وی پر اندیشه گشت.فردوسی.
کلمات همقافیه با «پیشه گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر