معنی پیشه گرفتن
6 بازدید
[ شَ / شِ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) پیشه کردن. پیشه ساختن. حرفت و شغل خود قرار دادن. کار و عمل خویش ساختن : و گر بددلی پیشه گیرد جوان بماند منش پست و تیره روان.فردوسی. هر آنکس که او پیشه گیرد دروغ ستمکاره خوانیمش و بی فروغ.فردوسی. راست گفتن پیشه گیرید که روی را روشن دارد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۳۹). اگر شاعری را تو پیشه گرفتی یکی نیز بگرفت خنیاگری را.ناصرخسرو. نیک بد گفتن من پیشه گرفت تاببد گفتن او پیش آیم.خاقانی. پس ایشان آتش پرستیدن پیشه گرفتند. (مجمل التواریخ و القصص ص ۱۰۴). می آریم و نشاط اندیشه گیریم طرب سازیم و شادی پیشه گیریم.نظامی.
کلمات همقافیه با «پیشه گرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر