معنی پیشهوری
6 بازدید
[ شَ / شِ وَ ] (حامص مرکب) عمل پیشه ور: و طبقهٔ سوم بعضی را پیشه وری فرمود چون نانوا و بقال و قصاب و بنا و دیگر پیشه ها. (فارسنامهٔ ابن البلخی چ اروپا ص ۳۱). بوقت استخلاص ماوراءالنهر و خراسان به اسم پیشه وری و جانورداری جماعتی را بحشر بدان حدود رانده. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «پیشهوری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر